أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

296

قانون ( فارسى )

نيروى طبيعت شكست مىخورد و بيمارى جان به غارت مىبرد . خلاصه اين‌گونه مرگ را مىتوان به خفه شدن تشبيه كرد يا مثالش را چنان آورد كه هيمهء بسيار مشتعل را يكباره خاموش كنند . گاهى ممكن است در مرحلهء سوم نوبت تب ، يعنى وقتى كه حرارت به اوج رسيده و توقف كرده است و هنوز مرحلهء پايين آمدن درجات شدت شروع نكرده است ، بيمار بميرد ؛ زيرا چنان كه سابقا شرح داديم ، در اين مرحلهء سوم ، جنگ ميان طبيعت و ميان بيمارى و مادهء به وجود آورندهء بيمارى به نهايت شدت مىرسد ، اگر بيمار جان مىبازد معلوم مىشود كه طبيعت از بيمارى شكست خورده و فرار را برقرار ترجيح داده است . گفتيم ممكن است بيمار در فاصلهء ميان مرحلهء اوّل و شروع مرحلهء دوم تب بميرد ؛ كه اين را اوّلين احتمال مرگ بيمار حساب كرديم ، و گفتيم ممكن است در مرحلهء سوم تب - كه اوج‌گيرى و توقف شدت بيمارى است - مرگ به سراغ بيمار آيد كه اين را دومين احتمال مرگ از اثر تب شناختيم . مرگ سومى هم هست . منظورم از مرگ سوم آن است كه امكان دارد بيمار تب‌زده در مرحلهء چهارم حالت تب يعنى وقتى كه درجات حرارت و شدّت تب پايين مىآيد بميرد . امّا اين نوع از مرگ در حالت تب به‌ندرت اتفاق مىافتد و آنچه بيشتر اتفاق مىافتد در اوايل پايين آمدن درجات شدت تب است نه بعد از پايين آمدن درجهء حرارت و شدت به‌طور كلى . - سبب اين مرگ چيست ؟ - وقتى كه حالت تب از درجهء سوم گذشته و شروع به پايين آمدن و كاهش كرده است طبيعت هراسانى را كنار گذاشته و آرام است كه كار بر مرامش انجام مىشود . از اين خاطر جمعى ، طبيعت حرارت خود را كه بسيج كرده بود پراكنده كرده و در بدن منتشر مىكند و نيروى دفاعى خود را كه در بحبوحهء كارزار بدان نياز مبرم داشت - از خود جدا مىسازد و مرگ فرصت مىيابد و جان بيمار را مىربايد . اكثرا كسانى كه در اثناى مرحلهء چهارم تب - يعنى در اوايل پايين آمدن درجات حرارت و شدت بيمارى - مىميرند غش مىكنند و ناگهان مىميرند . گفتيم اكثرا يعنى شايد حالاتى رخ دهد كه مرگ ناگهانى سراغ بيمار نيايد و به تدريج رخ دهد . و نيز احتمال دارد حالتى كه بيمار در آن مىميرد و مىگوييم اوان پايين آمدن درجات شدت بيمارى است ، پايين آمدن حقيقى نباشد ، شايد نيروى مقاومت در بيمار سست شده باشد و حرارت غريزى - كه بهترين اسلحهء طبيعت در اين جنگ است - تحليل رفته و كاهش يافته باشد و گمان برود كه مرحلهء پايين آمدن حرارت بيمارى است درحالىكه حرارت بيگانه و مهاجم است . براى يافتن فرق ميان مرحلهء پايين آمدن راستين تب و اين نوع از كاهش حرارت - كه پايين آمدن بدلى است - بايد نبض بيمار را دارو قرار دهيم . در كاهش يافتن حرارت ناشى از تب - كه پايين آمدن راستين است - نبض بيمار نيرومند است ؛ امّا در حالت پايين آمدن بدلى و دروغين نبض بيمار سست است . همچنين در اثناى پايين آمدن حرارت تب - كه كاهش راستين است - نبض بيمار درست و طبيعى است ولى در پايين آمدن دروغين نبض بيمار تفاوت و اختلاف دارد و نظم و ترتيبش بهم